جعفر قاسمی وقتی دستِ کوچکِ یک کودک، راوی جنایت شد؛
روایت شاهد عینی از فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب
در آوردگاه آتش و آوار، جایی که واژهها زانو میزنند، مردی از تبار هنر ایستاد و به جای روایت، فقط نگاه کرد. جعفر قاسمی، بازیگر تئاتر هرمزگان، در نخستین دقایق فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب حاضر بود؛ نه به عنوان تماشاگر، که به عنوان شاهدِ زخم. او میگوید آنچه دید، فراتر از تصور بود و هیچ واژهای توان توصیفش را ندارد. اما در میان آن همه درد، پدری را دید که با صلابت ایستاده بود تا دیگران را آرام کند؛ صحنهای که به تعبیر او، هم تکاندهنده بود و هم بیدارکننده.
به گزارش دیدبان انقلاب؛ در میان دود و آوار، جایی که صدای کودکان در هم شکسته بود، دستی کوچک، سنگینی اندوه را بر دوش مردی گذاشت که آمده بود تا فقط نظارهگر باشد.
اما به نقل از جعفر قاسمی “بازیگر تئاتر” که از اولین دقایق در میناب حضور داشت، آن دست، گرم بود؛ گرمتر از هر حرفی که میتوانست بر زبان بیاورد.
جعفر قاسمی، هنرمند تئاتر میناب، نه با کلمات، که با آن دستِ کوچک، راوی جنایت شد.
دستی که او را بلند کرد، نه او آن دست را؛ و از همان لحظه، هرچه بر زبانش جاری شد، از مکتب اهلبیت (ع) بود.
روایت او با عصبانیتی از روی غرور و غیرت، صدای کودکان مدرسه شجره طیبه را در اسناد این جنایت بشری ثبت و ضبط نمود؛ صدایی که در سکوت آوار، فریاد انتقام و خون خواهی را هنوز در یادها زنده نگاه می دارد.
ویدئوی روایت






ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0